Ø
اگرِ شما تنها مایه تسلی است ، چه خوبیها در « اگر » نهفته است . « شکسپیر »
Ø آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .
Ø به جای استفاده از عبارت « اگر شده بود » عبارت « دفعه ی دیگر » را به کار بر . « اچ . جکسون براون »
Ø دانش خلیجی است که من و همکارانم فقط چند دانه ی ریگ کوچک را از این پهنای وسیع برداشته ایم . « نیوتون »
Ø وقتی که جامه ی کهنه را از خود دور می کنی ، چرا اندیشه ی کهنه را از خود دور نمی کنی ؟؟ « سعید نفیسی »
Ø نه چندان شیرین باش که تو را بخورند و نه چندان تلخ که دورت افکنند . « لقمان حکیم »
Ø نگو وقت نداری . تو دقیقا همان تعداد ساعت در روز اختیار داری که پاستور ، میکل آنژ ، لئوناردو داوینچی و آلبرت انیشتین در اختیار داشتند . « جکسون براون » چ
Ø سعادت مانند توپ فوتبال است ، وقتی از ما دور می شود دنبال آن می دویم و وقتی می ایستد با یک ضربه آن را از خود دور می کنیم .
Ø اشک های دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست .
Ø برق باش که بدرخشی و بسوزانی ، نه شمع که برفروزی و خود را بکاهی . « سعید نفیسی »
Ø شجاعت در خرد کردن مردان قوی نیست ، شجاعت در بدست آوردن دلهای ناآرام است . « فرزان »
Ø کسی که وجدانش پاک باشد ، زود خوابش می برد . « مثل آمریکایی »
Ø وجدان اگر زخمی شد ، خوب شدنی نیست . « مثل چینی »
Ø آنقدر شکست می خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم . « شکسپیر »
Ø افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند .
Ø به نرمی توان رخنه در سنگ کرد . « مثل فارسی »
Ø شکست بیش از کامیابی ، به تو چیز می آموزد . « مثل روسی »
Ø مردان قانون وضع می کنند ، زنان اخلاق بوجود می آورند .
Ø مردان آفریننده ی کارهای مهمند ، زنان بوجود آورنده ی مردان مهم . « رومن رولان »
Ø زن پهلوانی است که دلیرترین مردان را در سخت ترین اوقات خشم ، آرام می کند . « هرود »
Ø شنیدم مردی می گفت راهزنها یا مالت می خواهند یا جانت را . اما زنها هر دو را یکجا می خواهند . « ساموئل باتلر »
Ø بارها سعی کرده ام گرفتاری هایم را به آب بسپارم اما تا حالا نتوانسته ام همسرم را متقاعد کنم به دریا برود . « جی . کارتر »
Ø زن را اگر داخل شیشه هم بکنند باز کاری را که می خواهد می کند . « مثل آذربایجانی »
Ø زن عاقل کسی است که حرف زیاد دارد بزند ، ولی ساکت می ماند . « مثل شرقی »
Ø به زن لال هم اگر اسرار خود را بسپاری ، فاش می کند . « مثل انگلیسی »
Ø سکوت هرگز اشتباه نمی کند . « مثل هندی »
Ø ارزش یک سخن صمیمانه ، بهتر از دو سوگند است . « مثل آفریقایی »
Ø زبان استخوان ندارد ، ولی به آسانی استخوان را می شکند . « مثل ترکی »
Ø آن کس را که شعله حسد فرا می گیرد بالاخره مانند عقرب به خود نیش خواهد زد و هلاک خواهد شد . « نیچه »
Ø حسد از زهر مار خطرناک تر است ، زهر مار فقط برای دیگران ضرر دارد ولی شخص حسود بیش از هر کس از دست خود رنج می برد . « لرد آویبوری »
Ø زنگ ، آهن را می خورد و حسادت ، قلب را . « مثل فرانسوی »
Ø حسود تصور می کند چنانچه پای همسایه اش بشکند او بهتر راه خواهد رفت . « مثل دانمارکی »
Ø آنکه به کم خرسند است بیش از همه دارد . « دیوژن »
Ø طعام دیگری ، بیشتر مزه دارد . « مثل ولز »
Ø حریص به جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر . « مثل فارسی »
Ø از برقی که بر پشت بام همسایه ات نشسته است شکایت مکن ، اگر پیشگاه خانه ات کثیف و پوشیده از برف است . « کنفسیوس »
Ø کِی شود دریا به پوز سگ نجس . « مولوی »
Ø گاهی دروغ همان کاری را می کند که چوب کبریت با انبار باروت می کند . « مثل آلمانی »




